به نام خدا
سلام
و البته خداحافظ
چيه ؟از همين اول گريتون نگيره...بالاخره هر اومدني رفتني هم داره.
ماهم رفتني شديم.به دنياي باقي نه...همين دنياي فاني هستيم فعلا....
در واقع اين آخر مطلب وبلاگ جونمه.
چرا؟
راستش اول كه اين جا رو باز كردم ميخواستم يه جايي باشه بي دردسر ....اما خوب نشد.
خيلي خوشحال شدم با كوثر جونم...بچه قمي...روزگار ما...سه دختر لوووس.....يكي كه وبلاگش رو حذفوند چون خانومش زد توسرش!!!....فاطمه...و بقيه دوستان آشنا شدم....
از اولش كه نمخواستم اينقدر زود برم...اومده بودم بمونم...بعله...اما خب گردش ايام به كام نبود كه نبود....
راستش به دليل برخي مشكلات عديده از جمله خطر سوتفاهم براي برخي آشنايان!ودر نتيجه ي مشاوره با برخي افراد ديگر به اين نتيجه رسيديم كه بساطمان را جمع كنيم بريم پي كارمون...به ما مثل اين كه نيومده...بعد هم بچه قمي ديگه نياي تيكه بندازيااا....حالا وايسا وقتي با هم چتيديم بهت ميگم....چي خيال كردي؟!!!!
از كوثر هم مي خواهم ديگه چه حضوري و غير حضوري به من گير ندهدو آن قضيه را پيش نكشد و در ادامه روي اعصا من راه نرود و نوك نزند و الا من هستم و او و يك لنگه كفش -كه البته بايد كفشهاي پاشنه بلند مامنم رو بپوشم كه اثر گذار باشه و عميق ...بله-خلاصه
عزيزان
و گراميان
همراهان خوب من
به عباتي
ليديزززز اند جنتلمن
آخرين چيزي رو كه ميخوم بنويسم مينويسم....
به نام خدا
زندگي را همچنان در دستانت نگاه دار
زير شير آب بشورش
همچنان با دستمال پاك كن لكه هايش را
زندگي را در جامي سر بكش و خنكايش را در درونت حس كن
زندگي را بپاش چون دانه ها زردرنگ گندم
آبياريش كن در عصر خنك نيمه بياباني
پنجره هارا باز كن ، درست رو به روي باد بگذار گرد و خاك را به داخل بياورد بگذار زندگي را با خود بپيچاند و از قاب پنجره تحويلت دهد
كتابهايت را روي ميز پهن كن
بگذار در دور ترين نقطه ي اتاق تلي از كتاب، انبار باشد
خاك رويشان را بپوشاند
نور رويشان بريزد
بگذار زندگي زنده باشد
در درونت نميرانش
زنده باشد و تورا به ابديت،به آنكه بايد ؛به نور مطلق پيوند دهد.
اللهم صلي علي محمدوآل محمد
ادامه مطلب